X
تبلیغات
من و بارون
تنفر.انزجار.ناراحتی در حد انفجار......هزاران آرزوی نرسیده  میتوانستی و نکردی میخواستی و نتوانستی.یک آرزوی کوچک شد و انهای دیگر نه و حالا هی حسرت بخور عمرا که برگردد روزها.عمرا.محال است.بدم می اید از این همه کاش و کاشکی.

67649_523386217679399_1281235853_n

+تاریخ یکشنبه 24 فروردین1393ساعت 11:46 قبل از ظهر نویسنده شیدا |


سلام......................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
+تاریخ پنجشنبه 21 فروردین1393ساعت 8:41 بعد از ظهر نویسنده شیدا |


هنوز حسش نمیکنم واین برایم بعید بود....شاید هم طبیعی باشد اما دوس دارم حسش کنم.....که هست ..او هست اما من....

خانه پدری هر جا که باشی وقتی می ایی برایت لذت بخش است حتی  اگر در بهترین جاهاباشی و سیر کنی..خانه پدری لذتی دارد برای خودش....

همچنان چند ماهی است که چند خط بیشتر برای نوشتن به  ذهنم نمی آید....شاید هم کلمات یاری ام نمیکنند..

 

.

+تاریخ چهارشنبه 20 فروردین1393ساعت 12:35 بعد از ظهر نویسنده شیدا |


الهی به امید تو....
+تاریخ شنبه 17 اسفند1392ساعت 1:56 بعد از ظهر نویسنده شیدا |


عاشقتم وجودم.....همسرم
+تاریخ چهارشنبه 30 بهمن1392ساعت 3:22 بعد از ظهر نویسنده شیدا |


انگاری همه مارو ترک گفتن........
+تاریخ یکشنبه 13 بهمن1392ساعت 12:56 بعد از ظهر نویسنده شیدا |


   تمام تنفرم رو این شکلکه....اه ای بدم میاد....
+تاریخ شنبه 14 دی1392ساعت 4:22 بعد از ظهر نویسنده شیدا |


   تمام تنفرم رو این شکلکه....اه ای بدم میاد....
+تاریخ شنبه 14 دی1392ساعت 4:21 بعد از ظهر نویسنده شیدا |


ماخوبیم......خوب
+تاریخ شنبه 7 دی1392ساعت 1:51 بعد از ظهر نویسنده شیدا |


خواننده چقد کم شده این روزها...دوست داری نیست شوی
+تاریخ دوشنبه 25 آذر1392ساعت 4:17 بعد از ظهر نویسنده شیدا |