خانه جدیدم

 

http://bigarar93.blogfa.com

 

+تاریخ شنبه 30 فروردین1393ساعت 10:16 قبل از ظهر نویسنده شیدا |


هرجاکه سرمیزنی..هرجایی..هربلاگی همه درد است،همه مان مینالیم گاه از دیگری گاه از حضور دیگری وگاه..از نبود دیگری/واینجا تنها جایی است که بدون اجازه بدون دردسر بدون مزاحم میتوانیم حرف!بزنیم.بی آنکه لزومی داشته باشد کسی مقابلمان بنشیند وگوشش با ماباشد.بدون انکه مطمئن باشیم کسی ان را میخواند یا نه.خوب است خیلی خوب است..خدایش بیامرزد کسی راکه اینجا را بنا کرد.آمرزیدن که فقط برای مرده نیست؟!هست؟؟؟

دلم یک دوست میخواهد از ان دوست هایی که بخواهی برایش بمیری..از ان دوست جان هایی که وقتی اقایی نیست همدمت باشد...شاید بعد چند ماه یک هم صحبت پیدا میکنم ولی او فقط فعلا میتواند گوش دهد بدون اینکه حتی یک کلمه از حرفهایت رابشنود..فقط میتواند با صدایت بلکه آرامش بگیرد....به صورتی خیلی ناجور این راهوس کرده ام  ووجودم برایش پر میکشد.یکی که وقتی می اید پای حرفهایش حتی یک کلمه اش باایستد.یکی که نزدیکم باشد بتوانم هر روز یا چند روزی یک بار ببینمش.یک همصحبت واقعی که بتوانم لمسش کنم...وقتی اینهارا میگویم هستند انهایی که برمن خرده گیرند و نقل کنند که:تو که اقایی رو داری دیگه چی میخوای....ولی هر کی جای خود...خیلی وقتها کسی از نوع خودت خیلی از گفته هایت را لمس میکند.درک میکند...اصلا جوردیگری اس....حالا کسی هست که مرا یاری کند...

 

چطور به یک دوست واقعی تبدیل شویم؟ 10 روش ساده  چطور به یک دوست واقعی تبدیل شویم؟! ( 10 روش ساده )

 

+تاریخ پنجشنبه 28 فروردین1393ساعت 4:9 بعد از ظهر نویسنده شیدا |


تنفر.انزجار.ناراحتی در حد انفجار......هزاران آرزوی نرسیده  میتوانستی و نکردی میخواستی و نتوانستی.یک آرزوی کوچک شد و انهای دیگر نه و حالا هی حسرت بخور عمرا که برگردد روزها.عمرا.محال است.بدم می اید از این همه کاش و کاشکی.

67649_523386217679399_1281235853_n

+تاریخ یکشنبه 24 فروردین1393ساعت 11:46 قبل از ظهر نویسنده شیدا |


سلام......................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
+تاریخ پنجشنبه 21 فروردین1393ساعت 8:41 بعد از ظهر نویسنده شیدا |


هنوز حسش نمیکنم واین برایم بعید بود....شاید هم طبیعی باشد اما دوس دارم حسش کنم.....که هست ..او هست اما من....

خانه پدری هر جا که باشی وقتی می ایی برایت لذت بخش است حتی  اگر در بهترین جاهاباشی و سیر کنی..خانه پدری لذتی دارد برای خودش....

همچنان چند ماهی است که چند خط بیشتر برای نوشتن به  ذهنم نمی آید....شاید هم کلمات یاری ام نمیکنند..

 

.

+تاریخ چهارشنبه 20 فروردین1393ساعت 12:35 بعد از ظهر نویسنده شیدا |


الهی به امید تو....
+تاریخ شنبه 17 اسفند1392ساعت 1:56 بعد از ظهر نویسنده شیدا |


عاشقتم وجودم.....همسرم
+تاریخ چهارشنبه 30 بهمن1392ساعت 3:22 بعد از ظهر نویسنده شیدا |


انگاری همه مارو ترک گفتن........
+تاریخ یکشنبه 13 بهمن1392ساعت 12:56 بعد از ظهر نویسنده شیدا |


   تمام تنفرم رو این شکلکه....اه ای بدم میاد....
+تاریخ شنبه 14 دی1392ساعت 4:21 بعد از ظهر نویسنده شیدا |


ماخوبیم......خوب
+تاریخ شنبه 7 دی1392ساعت 1:51 بعد از ظهر نویسنده شیدا |